در جهان تا ميتواني ساده و يك رنگ باش قالي از صد رنگ بودن زير پا افتاده است
یه توضیح کوتاه و مختصر برای شما دوستای خوبم...من هر اپی می کنم میره زیر این پست...یعنی این به نام خدا همیشه اول صفحه است![]()
اقا میبینه بیکاره (حالا بعضی هاشون لیسانسه هستند هااا)!!بعدش اون قدر تو حموم اواز خونده و مامانش قربون صدقه صداش رفته که دیگه مطمئن به خودش می خواد خواننده بشه!!
فرداش میره پیش یکی از دوستاش که تخصص داره تو نازک و کلفت کردن صدا!!
همون جا هم یه شعر درپیت بر می داره و می خونه و تحویل رفیق می ده (و این شعرها اون قدر مفهوم داره که ادم می مونه
)تا مثلا صداش رو تنظیم کنه (البته دیگه صدایی نمی مونه ...همش میشه صدای کامپیوتر)!!رفیقش هم میگه برو و فردا بیا کارو تحویل بگیر!!پیش خودش میگه این که تموم شد بریم سراغ بعدی!!میره اینور و اون ور اموزش چه جوری دست گرفتن گیتار رو به طور فشرده یاد بگیره
...گیتار دست گرفتن هم واسه خودش خیلی کلاس داره هاااا![]()
بعدشم هم دنبال یه کلیپ !! که هر چی اتیشه از سر این کلیپ هاست !!خلاصه اقا اگه خیلی کلاس بالا باشند یه کلیپ معمولی می گیره و تموم!
!ولی وای به حال اونی که به همینش هم راضی نیست!!هرچی فکر می کنه می بینه نه بابا این کلیپ خیلی ساده است...چیزی توش نداره !!بعد اون وقت چند تا دختر رو انتخاب می کنه که تو کلیپ بازی کنند(که این بازم خودش یه بحثی داره طولانی!!
)...این کار تموم میشه و حالا اگه بخواد میره سراغ کلیپ بعدی!!ولی چند تا مسئله هم دوباره این جا شروع میشه...از همین جوون ها بپرسی مشکلت چیه؟با پرویی تمام میگه ما ازادی نداریم!!این جوابی که میده یعنی اخر بی چشم و رویی!!![]()
حالا شما این داستان کوچولو رو بخونید...![]()
پیامبر اكرم(صلى الله علیه وآله) همراه با مرد نابینایى به خانه فاطمه(علیها السلام) آمد، بلافاصله فاطمه(علیها السلام)خود را كامل پوشاند.
رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرمود: چرا خود را پوشاندى با این كه او تو را نمىبیند؟ فاطمه(علیها السلام) فرمود: اى پیامبر خدا! اگر او مرا نمىبیند، من كه او را مىبینم و او بوى مرا حس مىكند! پیامبر اكرم فرمود: گواهى مىدهم كه تو پاره دل منى
۱.پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلّم: عفت، زينت زنان است .![]()
![]()
۲.واقعا واسه این قشر از جامعه باید متاسف بود.![]()
![]()
۳.شنبه این هفته کاروان گل تو هلنده!!اخر خوشگله...اگه ایشالله رفتم حتما عکس می گیرم و براتون می ارم.![]()
۴.برگه امتحانات ما رو دادند...از اول خرداد تا ۲۳ خرداد!!التماس دعا![]()
۵.چقدر قاصدک ها توی حلقه سبز قشنگ بودند!!
(دلم طاقت نیاورد ... خودم تا قسمت اخرش رو تو اینترنت دانلود کردم و دیدم ...اخرش داشت گریم می گرفت
ولی نذاشتم که کامل بگیره وگرنه تا دو هفته صابر مسخرم می کرد!!
)
۶.یه سر هم به ادامه مطلب بزنید!!چندتا عکس از بهار اینجا گذاشتم!!
واسه حمیده جونم!!![]()
![]()

عیده و بیشتری ها رفتند مسافرت!!ما هم رفتیم...خیلی خوش گذشت!!جای شما خالی![]()
پاریس رفتیم که من زیاد از پاریس خوشم نمیاد!
!یه شهر خیلی شلوغ و تقریبا کثیف و ...!!من بیشتر از شهرهای سرسبز و تمیز و خلوت خوشم میاد
که پاریس اینجوری نیست!
!ولی در کل خوب بود و خوش گذشت مخصوصا شبش که رفتیم برج ایفل !!اونقدر قشنگ بود که خدا میدونه
....قبلا رفته بودم ولی هیچ دقت نکرده بودم بهش... یعنی بهتر بگم چون بچه بودم زیاد برام جذابیت نداشت ولی ایندفعه خیلی دقت کردم!!خیلی قشنگه
(تو ادامه مطلب عکس گذاشتم)
چند روز بعدش هم می خواستیم بریم هلند !!شبش وسایل رو اماده کردیم و اماده واسه فرداش!!صبح بلند شدیم داشتیم از تعجب شاخ در می اوردیم
شب برف اومده بود و قشنگ نشسته بود
(حالا جالبیش اینه که تو این سه ماه زمستون یه ذره برف هم نیومده بود)هیچی دیگه... ولی بابام گفت برف های اینا که برف نیست
الان اب میشه و میریم و رفتیم!!هلند خیلی خیلی خوش گذشت!!رفتیم یه شهر خاصی که تا حالا نرفته بودم...
حالت یه شهرک مانند داشت که توش تقریبا تمام چیزهای مخصوص هلند رو درست کرده بودند!!مثلا پنیر(که من خیلی بدم میاد از پنیرهاشون ... بو گند میده)یا کفش های مخصوصشون و اسیاب هاشون و این حرف هاااااا
یه مغازه بود که توش وسایل چوبی دکوری داشت !!خیلی خیلی قشنگ بود!!بیشتر به درد اتاق بچه می خورد !!منم عین بچه های ۷ ساله یه دونه مداد گنده خریم و شاد و شنگول اومدم بیرون....مامانم گفت خوبه دیگه!! از فردا دست و پات رو هم اره کن و بشین نقاشی کن
خدایا شکرت
خلاصه که خیلی خوش گذشت !اینم عید ما
۱.یه چند تا عکس از پاریس و هلندگذاشتم تو ادامه مطلب !!![]()
۲.دوباره عیدتون مبارک!!
۳......
۴. راستی گفتم؟دیگه مدرسه خارجی نمی رم![]()
۵.موضوع اپ بعدی :هرکی از مامانش قهر می کنه میره خواننده میشه!
۶.اگر ميخواهيد پشيمان نشويد اين كارها را انجام دهيد!
امام جواد (ع) : سه چيز است كه هر كس آن را مراعات كند ، پشیمان نگردد : 1 - اجتناب از عجله ، 2 - مشورت كردن ، 3 - و توكل بر خدا در هنگام تصميم گيري .
دوستتون دارم![]()
یا علی![]()
چند روز پیش رفته بود دکتر که گواهی بگیرم واسه کلاس ورزش!!(اینجا سر ورزش معلم میگه باید حجاب نداشته باشی ... البته دختر و پسر جداست ولی در کل وقتی همه کلاس عوض می کنند رد میشن دیگه!!
منم رفتم دکتر و گواهی گرفتم که نمی تونم ورزش کنم تا معلمه بی خیال ما بشه)بعد دیگه نتونستم برم مدرسه و غائب بودم فرداش که با سارا تو مترو قرار داشتم یه دفعه گفت:
س-زهرا خبر داری چی شده؟![]()
ز-نه!!چی شده؟
س-اون پسره بود تو مدرسه!!پاکستانیه!!جواده
!!دو قلو هستند ...
ز-فهمیدم کی رو میگی...حالا چی شده؟![]()
س-دیروز با چاقو زده بودنش!!![]()
ز-![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
س-تمام خونش ریخته بود زمین !!![]()
بعدش فهمیدم که به خاطر موبایل بوده!!![]()
چون اینایی که من گفتم شنیده ها بوده !!می تونید دیده ها رو تو وبلاگ یگانه بخونید
بیشتر روزها با سارا بر می گردم خونه ولی چند روز پیش نمیدونم به چه دلیلی تنها بودم
سوار مترو شدم و همین جوری واستادم که از شانس قشنگ ما تو ایستگاه بعدی یه مشت گدا و دزد ریختند تو مترو!!
بازدوباره از اونجایی که شانس من خیلی خوبه ...همشون اومدند تو همون واگنی که من بودم
خلاصه منم از ترسم ایستگاه بعدی پیاده شدم و تصمیم گرفتم که با بعدی برم
نشستم و بقلم هم یه زنه نشسته بود!!یه زن قیافه معمولی و کاملا اروپایی
منم داشتم کتاب می خوندم!!یه دفعه زنه روش رو کرد به من و شروع کرد به حرف زدن
اولش متوجه نشدم... یه جوری دست به سرش کردم!!بعد دیدم حالش یه دنمه بد بود !!ازم پرسید اینجاها تاکسی نیست؟
گفتم:نه!!من اهل اینجا نیستم!!بعد گفت حالم بده و اینا...بیچاره تو اون سرما داشت از سرش عرق می ریخت!!یه دفعه یادم اومد یه ابمیوه تو کیفم دارم!!در اوردم و دادم دستش ...
ولی خیلی حالش بد بود بیچاره!!خیلی دوست داشتم بیشتر از اینا کمکش کنم ولی نشد ...حس انسان دوستی ادم که گل کنه همنیه دیگه...
۱.کاشکی همه مثل تو بودند!!ساده و مهربون![]()
۲.حمیده من شمارت رو گم کردم![]()
اگه تونستی حتما دوباره برام بذار![]()
![]()
۳.تولدت خیلی ها تو این ماهه !!تولدت همتون مبارک![]()
۴.آيا مي دانيد ايرانيان بالاترين رتبه علم آموزي را در دنيا دارند؟
من هم از خدا خواسته درس رو ول کردم و نشستم به دیدن!!
چه فیلمیه
اخره ترسناک!!یعنی ترسناک هم نیست هااااااا!!ادم رو یاد روز مرگمون می اندازه ... ادم هم که یاد اون روز می افته خود به خود یاد گناهاش می افته!!بعد چی میشه؟؟
می ترسه...
منم دقیقا با دیدن این فیلم این حالت بهم دست داد
نمیدونم چرا این سریال با سریال های دیگه مثل او یک فرشته بود یا اغما یا کمکم کن و این جور فیلم ها فرق داره...
شایدم من اینجوری فکر می کنم
یه هر حال فیلم جالبیه![]()
راستی سلام یادم رفت
سلام!!
میدونم عاشورا و تاسوعا رفت و من نتونستم حداقل به اپ درستی بکنم
نه فقط اپ اصلا نتونستم به چند نفر از دوستان حتی سری بزنم
و امیدوارم خودشون به بزرگی خودشون من رو ببخشند![]()
از مدرسه و درس و اینا هم خبری نیست !!میریم و میاییم تا خدا چی بخواد...![]()
۱.این قالب خوشگل رو مینا برام درست کرده!
دستت درد نکنه!!![]()
۲.تولد ۳ نفر از کسایی که خیلی دوستشون دارم تو این ماهه!!تولدشون مبارک![]()
۳.اپم کوچولو بود ولی قول میدم تا دو هفته دیگه یه اپ درست بکنم
۴.میشه خواهش کنم اپ بعدی رو شما موضوعش رو بگید و من بنویسم
۵.بله تفريح هم لازم است!